![]() |
![]() |
|
| کوه ها همچون آدمیان هستند؛باهمند و تنها |
|
نام اين کوه باستاني پرديس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در نيمه هاي راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد .
نکات قابل توجهي كه در اين کوه باستاني وجود دارد :
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 10:14 توسط مرصاد و عادله |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 21:24 توسط مرصاد و عادله |
|
|
باشگاه کوهنوردی پیوند سبز سال ۱۳۸۹ رو با ۲ صعود ۶ هزار متری شروع کرد. این صعود به همت دو برادر به نام های غباد و فریبرز گنجی در کوه های ایلندپیک و مراپیک انجام شد. امیدوارم این صعود مشوقی باشد برای صعود های بعدی...
به فریبرز و غباد عزیز این صعود رو تبریک میگم و امیدوارم که این صعود زمینه ی بزرگی باشد برای صعود های بعدیتان... تبریک تبریک تبریک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 15:44 توسط مرصاد و عادله |
|
|
سلام به دوستان عزیز و کوهنوردم.
سال جدید رو به همتون تبریک میگم. امیدوارم سالی پر از موفقیت و شادابی داشته باشین همراه با صعود های زیبا و عاشقانه. به امید روزهای زیبا در سال ۱۳۸۹
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 11:56 توسط مرصاد و عادله |
|
|
ما امروز در تاریخ 1387.11.11سفر خودمان را به مقصد تفتان از شهر بیرجند آغاز کردیم.من قرار نبود در این برنامه شرکت کنم اما به دلیل اسرار خواهرم که میخواست در این برنامه شرکت کنه من هم برای صعود خودم رو آماده کردم.ما ساعت 10شب از بیرجند به سمت زاهدان حرکت کردیم اونم با یک اتوبوس شهاب با راننده ای بسیار باحال.صبح ساعت 8 رسیدیم زاهدان.بعد از کمی استراحت و خوردن صبحانه در هیئت کوهنوردی زاهدان برای خرید به بازار زاهدان رفتیم.بخاطر نزدیک شدن به فصل بهار دیگه خبری از لباس زمستانه خوب نبود.خلاصه ما تو بازار هیچی نخریدیم.بعد ساعت 12ظهر از زاهدان به سمت خاش حرکت کردیم.ساعت 3 به خاش رسیدیم.بعد هم به سمت روستای کوشه حرکت کردیم.در طول مسیر به سمت کوشه یک دو راهی وجود داشت که اون رو هم راننده اشتباه رفت خواستیم تو مسیر سر و ته کنیم که اتوبوس در شانه خاکی که پر از برف بود به گل نشست.ما تا ساعت 12 شب گیر در اوردن اتوبوس بودیم آخر سر هم بلوچ های بامرام کوشه بدادمون رسیدن و با کمک اونا ماشین از گل و برف در امد.بعد هم ساعت 6صبح صعود خودمون رو به سمت قله آغاز کردیم.ساعت 12 رسیدیم پناهگاه و بعد از کمی استراحت ساعت 12.30 به سمت قله حرکت کردیم.ساعت 3.20 رسیدیم قله و بعد از گرفتن عکس یادگاری یکسره به سمت ماشین برگشتیم.ساعت 10 رسیدیم جای اتوبوس و از شدت خستگی با همون لباسای خیس و گلی تا بیرجند تخت خوابیدیم.جاتون خالی خیلی خوش گذشت. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 20:48 توسط مرصاد و عادله |
|
|
امروز در تاریخ 1387.11.6من و یکی از دوستانم قرار شد از طریق جاده خوسف خراسان جنوبی به آبگرم کویر لوت برویم.ین منطقه همانطور که از اسمش پیداست در دل کویرهای خراسان جنوبی قرار دارد.آبگرم کویر دارای مناطق طبیعی زیبا و آبگرمی داغ و دیدنی میباشد.درمنطقه آبگرم لوت کلوت هایی زیبا قرار دارد و ما دفعه اول بود که به آن منطقه پا می گذاشتیم اون هم 2 نفره. منطقه کویر بعلت نداشتن نگهبان منطقه ای برای رفت و آمد اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر تبدیل شده است و یکی از استراحتگاه های این افراد همین آبگرم لوت است.خلاصه ما ساعت 7:30صبح از بیرجند با یک موتور هندا با کوله ای سنگین به سمت کویر راه افتادیم.سر راه گفتیم موتور رو بنزین بزنیم در فاصله 10کیلومتری بیرجند.تو پمپ بنزین بودیم پلیس آمد و کلید موتور را براداشت و مدارکمون رو گرفت به خاطر نداشتن کلاه.میخواست موتور رو ببره پارکینگ ولی چون آشنا در آمد گفت برگردین و از این جاده رد نشین.ما هم بخاطر اینکه هم راه داخل کویر رو یاد نداشتیم؛کلاه ایمنی هم نداشتیم و از همه مهمتر اینکه کویر پر اشرار مسلح و ما 2 نفر.....دیگه والا ترسیدیم و برگشتیم.مسیر رو عوض کردیم و از بند عمرشاه کوه باقران به سمت روستای گل که پشت کوه بود و برای رسیدن به اونجا باید مسیر های خاکی با گردنه های با شیب زیاد رو پشت سر میزاشتیم.منطقه کوهستانی و برفگیر با سرمای زیاد.ساعت 10 از بند راه افتادیم بعد از 1ساعت به مزار کوه رسیدیم تازه مسیر مشکل شروع شد.مسیر اصلی روستا که با ما 40 کیلومتر فاصله داشت بعلت برف زیاد بسته شده بود و ما از مسیر فرعی ادامه مسیر دادیم.از ظاهر مسیر که روی ان برف یکنواختی نشسته بود میشد فهمید که کسی از این منطقه رد نشده.خلاصه ما با موتور.......دل رو زدیم به دریا.همش حل بده؛موتور گیر کرده؛هوا سرده،زود بریم به شب نخوریم؛دو نفریم خسته شدیم؛به شب بخوریم منطقه گرگ داره........ای کاش میرفتیم همون کویر.خلاصه بعد از 5 ساعت ما گردنه ها رو رد کردیم و به روستای گل رسیدسم.ناهار رو تو روستای گل خوردیم و بعد از جاده اسفالته به بیرجند برگشتیم.این یکی از باحال ترین سفر های من بود.منطقه بسیار زیبا؛کوهستانی و برفگیر بود درسته خطرناک بود ولی ارزش داشت . در اینجا از دوست خوبم مصطفی که مرا در این مسیر سخت و نفسگیر همراهی کرد تشکر میکنم. بهترین چیست همان را برایتان ارزو میکنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 13:46 توسط مرصاد و عادله |
|
|
مهاتما گاندی میگوید:هفت چیز است که انسان را از پا در می آوردو هلاک میسازد: 1-سیاست بدون شرف 2-لذت بدون شناخت 3-پول بدون کار 4-شناخت بدون ارزش 5-تجارت بدون اخلاق 6-دانش بدون انسانیت 7-عبادت بدون فداکاری |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 18:52 توسط مرصاد و عادله |
|
|
کودکی با پاهای برهنه بر روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه میکرد.زنی در حال عبور او را دید.او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خریدو گفت:مواظب خودت باش.کودک پرسد ببخشید خانم شما خدا هستین؟زن خندید و پاسخ داد من فقط یکی از بنده های خدا هستم.کودک گفت میدانستم (با او نسبت دارید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 23:20 توسط مرصاد و عادله |
|
|
«بدون خطر مرگ،کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم،دقیقا بر عکس آن،من سعی در زنده ماندن دارم.اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است.کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود.بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش کند تا یکی دو بار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد.بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها انجام دهد و زنده بماند...شما باید نزد خودتان در نظر بگیرد که فلان کار را میتوانید انجام بدهید و یا نمی توانید؟ این یکی از اصلی ترین قسمت های کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد!!!پیش خودتان بگویید(این حد و مرز من است.بیشتر از این نمیتوانم،باید پایین تر از این توقف کنم.) و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا کشته خواهید شد.در آخر این را بگویم کوهنوردی هنر زنده ماندن است نه مردن!» وبلاگ کلماتی از یک کوهنورد امیدوارم در اقیانوس خوشبختی غرق شوید و نجات پیدا نکنین. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 13:2 توسط مرصاد و عادله |
|
|
صعود به قله تفتان در تاریخ 1/12/86 من و25 نفراز کوهنوردان باشگاه پیوند سبز خراسان جنوبی (بیرجند) برای صعود به تفتان عازم سیستان و بلوچستان این دیار خشک و گرم البته با داشتن مردمی مهمان دوست شدیم.کوه تفتان از همه لحاظ با دیگر کوه های ایران تفاوت داشت.چه از نظر سنگ ها و صخره ها و چه از نظر آب و هوا.در آن هوای گرم سیستان ما در دمای 48- درجه صعود کردیم.آب آشامیدنی هم در راه خیلی کم بود به علت گاز گوگرد و قله آتشفشانی آن .مسیر صعود به قله بیشتر کوهپیمایی بوده ولی نقاط سنگ نوردی و یخ نوردی هم در آنجا وجود داشت.طبیعت خاص منطقه ودارا بودن یخچال ها و احشام گوناگون از جمله بزهای کوهی و قوچ های آن، منطقه را بکر و زیبا ساخته است.صعود ما به تفتان 1 روز طول کشید. در این صعود حوادث زیادی رخ داد از جمله گم شدن دو نفر از اعضای گروه که با یک اشتباه از ما جدا شدن قصد برگشت را داشتند که مصیر را گم کرده و به سمت نر کوه وپرتگاه های آن کشیده میشوند.ولی خدا رو شکر اتفاقی برای آنها پیش نیامد. من در انجا تجربه های زیادی به دست آوردم.در ضمن ما دمای ۴۸- رو با جی پی اس گرفتیم.جاتون خالی یخ بستیم.به امید صعود دوباره به تفتان....... این هم عکسی از پناهگاه صبح تفتان با بچه های باشگاه پیوندی سبز امیدوارم در اقیانوس خوشبختی غرق شوید و نجات پیدا نکنین.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 21:0 توسط مرصاد و عادله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من مرصاد هستم از بیرجند.مدت سه سال میشه کوهنوردی رو به صورت نیمه حرفه ای شروع کردم و تونستم تو این سه سال صعودهای گوناگونی داشته باشم.امیدوارم بیشتر هم بشه.قصد دارم این وبلاگ رو در زمینه با کوهنوردی ، سنگنوردی و غارنوردی گسترش بدم و کمک کوچکی باشم برای جامعه کوهنوردان.....
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1389 تیر 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 بهمن 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
| نویسندگان |
|
مرصاد و عادله مرصاد و عادله |
| پیوندها |
|
کلماتی از یک کوهنورد آناپورنا فدراسیون کوهنوردی مترجم |
|
RSS
|